تبليغاتX
غافل

غافل

مطالب شیرین وسور کنگ

سلام همشهریان خوب وهمیشه در صحنه.
باید به بزرگواری خودتان بنده حقیر را ببخشید،به دلیل مسافرت ومشغله کاری نتوانستم به ادامه مبحث ملایان لعین ریشی موجود درکنگ وحومه به طور کامل از سر گیرم.خلاصه این مبحث آخرین موضوع در مورد این قبایل شرور
و شر خواهد بود و تا روزی نه چندان دور مجدد باید سر از حیطه کاری این قوم باز در آورد.
شنیدم که در دو سه جمعه ی قبل در نماز وخطبه دو  فرد متفاوت بوده اند،آنکه نماز خوانده هیچ!اما آن خطیبی که بر منبر ایستاده بود ه حرف از خلاف وفساد مرد وزن وعکس وفیلم برداری ازشون سخن گفته،که بعد ها از این فیلم ها درموبایل ها وگوشی های همراه بلوتوز می کنند،فقط وفقط درجواب ملایای آن روز این پاسخ دارم،از شماها هم  اتفاق افتاده که فیلمی از کسی در دست داشته و فرد در ظاهر کثیف دامن نشان داده اید وقصد فروشش به این اون را کرده اید،یعنی چه مردم نشان همدیگه ندهند،آخر این کثافت کاری زیر ریش خودتونه آشغالای سر گردون.ای مردم،ای مردم آگاه باشید که محل تجمع فساد در حومه وشهر منشاء گرفته از این و اینچنین ملایانیست.همه آگاه باشید که این ریشیها قصد تخریب شخصیت ها واغفال جوانان ودختران وکم سوادان دارند فساد،فساد،فساد.آخرش این خواهد بود اگر با این چنین افرادی باشید.آگاه باشید.فساد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت 15:12  توسط غافل  | 

سلام برجمیع جماعت کنگیان
در مبحث سوم در ره گشائی ره رو راه ملایان در بندرکنگ وشناسائی آنان در مسیر منتهی به ناکجاآباد قصدبرنوشتن از یک خانواده صددرصد ملا وصددرصد دزد شیاد هستم.
همه باهم دست در دست هم راه میروند،ریششان بلند وکوتاه دارد،گه گداری تیغ هم برصورت قرصشان کشیده میشود،از خریدفروش شیر مرغ تا جون آدمیان بگیر برو به بالا،ماشین باشد باسود بی سود میخرند،اما بدون سود وبهره نمی فروشند.کلاهان بسیارگشادی بر سردارند که هروقت جایش باشد وشخص موردنظر تعیین شود از سوی پدر،کلاه را از سرخود بر می دارند وروی سرآن فلک زده بخت برگشته می گذارند.راستی یادتان باشد که کلاهشان فری سایز است.منظور به همه سرها میخورد.در سرزمینهای ساخت وساز شده یکی همونجا سر گردان وآویزان است،شک نکنید اگر به یکی از ساختمانهای نیمه تمام شده در غرب کنگ مراجعه کنید باریش بلندش وجامه کوتاهش نشست وبرخاستی دارد بادیگران.ولا بیشتر قصدنوشتن ندارم،آنهائی که توی باغند تا الان فهمیدند من منظورم باچه کسی است واونهائی هم که خوابند وبی خیال،باشه تا سرشان بی کلاه نماند.باماباشید.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 13:21  توسط غافل  | 

سلام،سلام برهمان اندک کم بیننده وبلاگ غافل،درادامه مبحث ملایان حالا بایدشروع کرد گنده کاری یکی ودتا از این تک قبیله ی بزرگ ملایان.آنطور که گفته بودم نامی را ازکسی نمی برم ولی اصل آن شخصیت نا شخص را باصراحت و وضوح کامل یکی درگام نخست ودومی وسومی در پله های بعدی خواهم نوشت.یارو ادعای ملائی وطهارت دارد،ایمان ونماز می خواند اما سواد خواندن ونوشتن ندارد،ازکور هم تاریکتر ونابیناتر است،درکارکردن به یک نقطه صفر رجوع کرده واز ورزش بعنوان شغل در استفاده خود پیشه گرفته است.ریشش دریک حد بزرگ وبزرگ داردمیشود دراصل عبادت در مساجد نشسته اولویت نخستش غیبت است،از نظام واهل وطن هراس دارد،اما مدارک رابه صورت تقلب ورشوه برای خود از همین نظام ساخته ودر جیب گذاشته است.او می فرماید؛ما مومنین نبایدکارکنیم وتن خود را به عبادت عرج دهیم وبه علم ودین بپردازیم آنانی که زیاد دارند بدهند ما بخوریم،در آخر هم این نکته از قلم نیافتد،بچه دوست هم هست وچند خوشگل پسر خوش استیل در جلو وپشت سرخود گه گداری همراه دارد.این هم یک نشان وآدرس از ملایان ریشی ما.(ادامه دارد)
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام فروردین 1389ساعت 12:28  توسط غافل  | 

سلام برشما کنگیان عزیز.
  اول چیزی که درمورد یک گروه از افراد نام برده شود در یک وبلاگ همه این نظر را بیان می کنند،ای شما
که وبلاگ داری آیا از روز قیامت نمی ترسی؟دوستان اگر قیامت هم ترس دارد پس چرا فقط باید من بترسم.
این همه انسان در جلد خوبی وزیبائی دارند خروار خروار گناه وخلاف می کنند،هیچ!اما من به محض اینکه
درمورد این چنین افرادی بحث کنم  فوری برام پیام میدن که بترس ازقیامت...
یک واقعیت وجود دارد درمیان آنانی که با گذاشتن ریش یا ته ریش وتجمع در مساجد به نام ترویج عبادات
اهل دین واسلام،غیبت ودخالت در امور شخصی زندگی دیگران است.بنده به صورت واضح در پست های
بعدی به طور کامل وبدون پرده گذاشتن به چند نوع غیبت گوئی از زبان این چنین ملایانی می پردازم.
آنانی که خود در راه خلاف پای نهاده،در آمد حرام را خام خام می خورند وبعد می گوینداستغفرالله،خدا ما
را ببخشد.اگر خدا بخشنده ورحیم ورئوف است من هم از خدا می خواهم که بعد ازهرپست مرا ببخشد.
                                                                                                                (ادامه دارد)
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 20:0  توسط غافل  | 

سلام برهمه شما عزیزان بیننده وبلاگ غافل،سال نو ونوروز 89 برهمگی مبارکباد.
 
 باتوجه به زمان گذشته وترکیب کارهائی از جزی ملایان که توسط وبلاگهائی در این دیار به حضور ذهن
مردم و زنان رسانیده شده بود،بنده بازهم این قصه ی تکرای اما یک تکرار برای یادآوری شما دوستان تا
ذهنیتتان از کاروفعالیت ملایان راحت طلب وعیاش درکنگ به اختصار عرض کنم.
من فقط قصد بیان حقیقت وروشنائی موضوع این دسته از افراد را دارم،وجسارت به مقام محترم بعضی از
علمانداشته واین مطلب را برخود موضوع نگیرند.
بازهم ازهمه ی آنانی که در مورد عرضی یا مطلبی دارند خواهشمند است جهت روشنائی دست نویسم
برایم ارسال نمایند تا بتوانم یک بحث جامع وکامل را با همه وبلاگ نویسان داسته باشم.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم فروردین 1389ساعت 12:31  توسط غافل  | 

سلام برهمه اونائی که با ساز ما موافق ومخالفند.
خیلی کوتاه میخوام درمورد چندتا وبلاگی که دراین فصل سرما دست به قلم اند بنویسم.
خلاصه همه ی وبلاگ نویسا تو کنگ درشون تخته شد.فقط این چندتا من دارم می بینم کم وبیش درجریان
هستند.
1-دخت کنگ
2-باشگاه برق کنگ
3-کنگ مروارید
4-باشگاه دریانوردان
5-برکه حصار(لمبورسوری سابق)
6-برهان
7-دبیرستان امیرکبیربندرکنگ
8-تفسیرآیات مهجور
9-شهرداری
دقیقا"نمیدونم اما درظاهر فکرکنم دیگه وبلاگ فعالی وجودندارد.
با این تفسیر نتیجه میگیریم،بندرکنگ که به وبلاگ نویسان خود افتخارمی کرد امروز دیگه دست نوشته ای نیست که وبلاگ رابا هیجان وپرمحتوا وحواشی شهر کنگ بنویسد.به امید اینکه دوباره دستهای منتقد و
موافق قلم را بردارند واین محیط راگرم بسازند،بدرود.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 23:5  توسط غافل  | 

آب راگل نکنیم.
این شعاروتمثیلی بوده ازقدیم که به روایت های گوناگون دروقتهای مناسب گفته میشود ودرنزدبیشتر
تکه کلام ها محبوبیت خاصی دارد.
پول را گل نکنیم.
اگربه استادیوم ورزشی بندرکنگ رفته باشید گل شدن پول را درسرزمین کشف شده انحصاری البدر
دیده میشود،پولی که عده ای باخوردن گل وخاک باید با پا ودست درآورند،اما این جنابان آنرا به گل
میکنند.شده روزگارعین دوران حقارت نژادی دورانی که سیاه پوستان تنگ دست رابه نوچه ای میگرفتند
وازبرده سرای آنان به کشت وزراعت وادارمی ساختند،درمقابل برای اربابان می رقصیدند وپای کوبی
می کردند وگاه وقت درمسیرطولانی می دویدند.درون این حصار نیز درروزگارانی نه چندان دورسیاحت
میشود عده ای ازبازیکنان مشکی گشت البدری با آفتابه و بیل گاهی به زرع وزراعت وگاه وقتی با
دویدن بر روی زمین، کشت خود رامی کوبند.
ما که دودی به پا نکردیم تا چشمها کور شوند            آن چشم که کور شد،چشمها کورمیشوند.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم دی 1388ساعت 12:0  توسط غافل  | 

سلام برشما کنگیان عزیز
پس ازمدتی دوری بازهم فرصتی عایدمان شد تا چندخطی درموردی مثال زدنی برای شما دوستدارن وبلاگ
خوان بنویسم.
زمانی که نام ملوان به گوش می رسد اکثریت وقوع درفکر همان جاشووان کنگی که درلنج های چوبی بکارند
به فکر می روند.وبه مشکلات ودرآمد کم وزندگی پرهزینه شان درلب وزبانها ناخداگاه می پیچد،جاشویانی
که دربرابر سختترین ناحقی دارند زندگی می کنند باکمترین امنیت شغلی واعتبارشخصیتی واضح روبرویند.
بازهم زمانی که نام ملوان به زبان می آوریم شای یادی ازناوی نیروی دریایی درذهنمان خطورکند.
شایدهم بانام ملوان به یادملوان انزلی درلیگ برترایران فکرمان بچرخد.
اما امروزقصدبراین دارم تا ازملوان بندرکنگ(باشگاه ملوان بندرکنگ)یادکنم وآنانی که این مکان ورزشی رابه
چوب حماقت می کوبند وازپولهای اربابان خناث درراه برهم زدن نظم ملتهب شده این مجموعه استفاده
می کنند.ازهم پاشیدگی بسکتبال یکی ازچندمشکلات به حساب میشه دید،یا درجازدن فوتبالش نیز ازهمان
حکایت سرچشمه می گیرد.فوتبال ملوان دیگر دستخوش چندچلنگر واجنبی شده،بجای استفاده ازمغز وتفکر
دارندپا برمیخ می کوبند.دراین جا درکلام آخرمی نویسم باید مسئولین ملوانی هرچه زودتر افرادی که
لیاقت پوشیدن این تیم ندارند اخراج وبجای آنان از استعداهای بومی بهره ببرند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 9:27  توسط غافل  | 

باسلام ودرود،آرزوی قبولی طاعات وعبادات شما کنگیان عزیز.
شرح حال مختصری ازشروع رمضان دربندرکنگ
اول ازسالن تربیت بدنی کنگ وگرگان چنگ زده برآن میشود نام برد وسودکلان آن برگزاری مسابقات
محلات در رمضان که چندروزی هم ازشروعش می گذرد وازآسوده دلان سخت نشین برکاخ آجرنمایش
 گذری داشت.

دوم ملایان کذاب که بالیسیدن کف سنگ فرشهای مساجد به فکر خوب وجون جلوه دادن عملشان
وپرکردن جیبشان برای مدت یکسال میباشد.تاداشته باشندبارفاه وتنی راحت بردنیا بتازند.

سوم کاسب کارانی که به نام طاعات وعبادات تادیرهنگام درب دکان های خو دبازگشوده وبه
هرزه گویی ودید وبازدید ازنوامیس،وغیبت کردن ازدیگران به دلیل پرنمودن اوقات بیکاری،وبا بازیهای دو
سه نفره ی حرامین وقت را برای افطار وسحرتمام پرمی کنند.

چهارم،میشودچهارم هم ازفوتبال درشب رمضان وبازهم پرکردن اوقات عده ای دیگر یادکرد،فوتبالی که
نماد ازپول وجاه طلبانه ای رساندن یک عده کنگیان دربر دارد،ونیز آنانی که با موتورهای ملیونی خود
وماشینهای مرفح با لایی کشیدن برسرمردم خاک رابر آنها آبشار می کنند،وخودرا برتر بربالین دیگران
رخ می دهند نام برد.واما فوتبالش؛که باید یاملوان ببرد وقهرمان شود ولو که چندین مرتبه بشیند
وقرعه کشی کنند تا قرعه مثبت برخودشان براندازشودتاراحت تر جامش ببرند،یا البدرودریانوردان
بدزدند،وشاید هم برق دزدی را از دزدان حلال بداند وآن کاپ را برباید

پنجم نه نمازخوانده ونه فوتبالیستند ونه کاسب کار،انتظار می کشند فقط رمضان شروع شود،
زمین فوتبال رابهانه نرفتن به خانه،نشستن دربیابانها برای خوردن درخلوت باشکم سیر نمودند،
شروع به شر وشور کردن اوضاع شلوغ مردم وغیره.... که اینچنین افراد هم کم نیستند.

ششم چاپخانه هایی که با سوءاستفاده ازرمضان ازخودشان درمیان مردم به تبلیغ وشعار روی
می آورند،تا شاید نظری به آنان درپایان سال برای تبلیغات داشته باشند.

دردید بنده حقیر رمضان شده مختص به یک عده منفعت یاب که برای چشم گشودن وسرگرم
گذاشتن سرکله های خاموش کنگیان درسود هستند، اختصاربه خودمی گیرد.
                                                                                         درود ودصد درود
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 22:51  توسط غافل  | 

باسلام ودرودفراوان خدابرمردم فهیم وآگاه اهل دل بندرکنگ

باشروع ماه رمضان دربندرکنگ چندفرقه،گروه،یاتعدادی نفر درتلاشند تاباتبلیغات غلط وخودجوش
وخودساخته همه رابه نشان خودشان چشمان راگشوده کنند.
قصدم براین هست درپست بعدی که باشروع ماه رمضان میباشد بصورت اختصار وجزئی بنویسم.
درهرصورت ماه مبارک رمضان رابرشما کنگیان مسلمان عزیز مبارک وایامی خوش برایتان آرزومندم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 14:0  توسط غافل  |